تبليغاتX
خبرنامه پارس نیوز

شهر من

           شهر افسانه ای است 

در شهر من

به جای شمشاد و سرو ،

                               سرنیزه

به جای کاج و بلوط ،

                                    تازیانه

به جای زنبق و یاس و اقاقی

                                                خار روئیده است

بر شاخه ها        

                 به جای قاصدک و پروانه

                عقرب و مارمولک نشسته است

چکمه ها

              از  سنگفرش کوچه ها

            جای چرخ کالسکه ها را پاک کرده است

بر گردن دخترکان زیبا

                                    به جای گردن بند عشق ،

                                                                        ریسمان حقارت

و بر پای پسرکان بی قرار ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه سیزدهم مرداد 1387ساعت 11:3 قبل از ظهر
توسط پارس نیوز موضوع: شعر|

هر که بر زیر دستان نبخشاید به جور زبردستان گرفتار اید

نه هر بازو که در وی قوتی هست / به مردی عاجزان را بشکند دست

ضعیفان را مکن بر دل گزندی / که در مانی به جور زورمندی


+ نوشته شده در چهارشنبه دوم مرداد 1387ساعت 8:6 بعد از ظهر
توسط پارس نیوز موضوع: شعر|

خدا  ترس   را   بر   رعیت     گمار            که معمار ملک است و پرهیزگار

بداندیش توست ان و خون خوار خلق            که  نفع  تو جوید  در  ازار  خلق

ریاست  به  دست   کسانی   خطاست            که از دستشان دست ها برخداست

نکو کار      پرور      نبیند      بدی             چو بد پروری خصم خون خودی

مکافات   موذی    به    مالش   مکن             که  بیخش  بر اورد   باید  ز  بن

مکن  صبر  بر   عامل  ظلم  دوست             که از فربهی  بایدش  کند  پوست

سر    گرگ    باید   هم   اول   برید             نه  چون  گوسفندان   مردم  درید


+ نوشته شده در دوشنبه هفدهم تیر 1387ساعت 4:38 بعد از ظهر
توسط پارس نیوز موضوع: شعر|

زخاک    افریدت      خداوند        پاک           پس ای بنده افتادگی کن چو خاک

حریص و جهان سوز و سرکش مباش           زخاک   افریدندت   اتش    مباش

چو    گردن    کشید    اتش    هولناک           به بی چارگی  تن  بینداخت  خاک

چو  ان  سر  فرازی   نمود  این  کمی           از  ان   دیو   کردند   ازین   ادمی

***************************************************

تا چند اسیر رنگ و بو خواهی شد           چند از پی هر زشت و نکو خواهی شد

گر چشمه  زمزمی  و گر اب  حیات          اخر  به  دل   خاک  فر و  خواهی   شد


+ نوشته شده در چهارشنبه پنجم تیر 1387ساعت 7:29 بعد از ظهر
توسط پارس نیوز موضوع: شعر|

بگفتیم در باب احسان بسی / ولیکن نه شرط است با هرکسی

بخور مردم ازار را خون و مال / که از مرغ بد کنده به پر و بال

یکی را با خواجه توست جنگ / به دستش چرا می دهی چوب و سنگ

بر انداز بیخی که خار اورد / درختی بپرور که بار اورد

کسی را بده پایه مهتران / که بر کهتران سر ندارد گران

مبخشای بر هر کجا ظلمی ست / که رحمت بر او جور بر عالمی ست

جهان سوز را کشته بهتر چراغ / یکی به در اتش که خلقی به داغ

هر ان کس که بر دزد رحمت کند / به بازوی خود کاروان می زند

جفا پیشگان را بده سر به باد / ستم بر ستم پیشه عدل است و داد


+ نوشته شده در سه شنبه چهارم تیر 1387ساعت 7:44 قبل از ظهر
توسط پارس نیوز موضوع: شعر|

گرمی آتش خورشید فسرد
مهرگان زد به جهان رنگ دگر
پنجه خسته این چنگی پیر
ره دیگر زد و آهنگ دگر
زندگی مرده به بیراه زمان
کرده افسانه هستی کوتاه
جز به افسوس نمی خندد مهر
جز به اندوه نمی تابد ماه
باز در دیده غمگین سحر
روح بیمار طبیعت پیداست
باز در سردی لبخند غروب
رازها خفته ز نکامی هاست
شاخه ها مضطرب از جنبش باد
در هم آویخته می پرهیزند
برگها سوخته از بوسه مرگ
تک تک از شاخه فرو میریزند
می کند باد خزانی خاموش
شعله سرکش تابستان را
دست مرگ است و ز پا ننشیند
تا به یغما نبرد بستان را
دلم از نام خزان می لرزد
زانکه من زاده تابستانم
شعر من آتش پنهان من است
روز و شب شعله کشد در جانم
می رسد سردی پاییز حیات
تاب این سیل بلاخیز نیست
غنچه ام نشکفته به کام
طاقت سیلی پاییزم نیست


+ نوشته شده در جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1387ساعت 8:28 قبل از ظهر
توسط پارس نیوز موضوع: شعر|
به ملازمان سلطان که رساند این دعا راز رقیب دیوسیرت به خدای خود پناهممژه سیاهت ار کرد به خون ما اشارتدل عالمی بسوزی چو عذار برفروزیهمه شب در این امیدم که نسیم صبحگاهیچه قیامت است جانا که به عاشقان نمودیبه خدا که جرعه​ای ده تو به حافظ سحرخیز که به شکر پادشاهی ز نظر مران گدا رامگر آن شهاب ثاقب مددی دهد خدا راز فریب او بیندیش و غلط مکن نگاراتو از این چه سود داری که نمی​کنی مدارابه پیام آشنایان بنوازد آشنا رادل و جان فدای رویت بنما عذار ما راکه دعای صبحگاهی اثری کند شما را

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387ساعت 3:40 بعد از ظهر
توسط پارس نیوز موضوع: شعر|

 

خداوندا! به دلهاي شكسته

به تنهايان در غربت نشسته

 

به آن عشقي كه از نام تو خيزد

بدان خوني كه در راه تو ريزد

 

به مسكينان از هستي رميده

به غمگينان خواب از سر پريده

 

به مرداني كه در سختي خموشند

براي زندگي جان مي فروشند

 

همه كاشانه شان خالي از قوت است

سخنهاشان نگاهي در سكوت است

 

به طفلاني كه نان آور ندارند ـ

سر حسرت ببالين ميگذارند

 

به آن « درمانده زن » كز فقر جانكاه ـ

نهد فرزند خود را بر سر راه

 

بآن كودك كه ناكام است كامش

ز پا ميافكند بوي طعامش

 

به آن جمعي كه از سرما بجانند

ز « آه » جمع، « گرمي » ميستانند

 

به آن بيكس كه با جان در نبرد است

غذايش اشك گرم و آه سرد است

 

به آن بي مادر از ضعف خفته ـ

سخن از مهر مادر ناشنفته

 

به آن دختر كه ناديدي گناهش

عبادت خفته در شرم نگاهش

 

به آن چشمي كه از غم گريه خيز است

به بيماري كه با جان در ستيز است

 

به داماني كه از هر عيب پاك است

به هر كس از گناهان شرمناك است ـ

 

دلم را از گناهان ايمني بخش

به نور معرفت ها روشني بخش


+ نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387ساعت 7:33 قبل از ظهر
توسط پارس نیوز موضوع: شعر|

به او گفتند: شاعر را بيازار؟

كه شاعر در جهان ناكام بايد

چو بيند نغمه سازي رنج بسيار

سخن بسيار نيكو مي سرايد

به آو آزار دادن ياد دادند

بناي عمر من بر باد دادند

 

از آن پس ماه نامهربان شد

ز خاطر برد رسم آشنايي

غم من ديد و با من سرگردان شد

مرا بگذاشت با رنج جدايي

كه چون باشد به صد اندوه دمساز

به شهرت مي رسد اين نغمه پرداز

 

مرا در رنج برده سخت جان ديد

جفا را لاجرم از حد فزون كرد

فغان شاعر آزرده نشنيد

دل تنگ مرا درياي خون كرد

چنان از بي وفايي آتش افروخت

كه سر تا پاي مرغ نغمه خوان سوخت

 

نگفتندش كه: درد و رنج بسيار

دمار از روزگار دل برآرد

دل شاعر ندارد تاب آزار

كه گاه از شوق هم جان مي سپارد

بدين سان خاطر ما را شكستند

زبان نغمه ساز عشق بستند


+ نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387ساعت 7:30 قبل از ظهر
توسط پارس نیوز موضوع: شعر|

هر که با بدان نشیند اگر نیز طبیعت ایشان در او اثر نکند به طریقت ایشان متهم گردد و اگر به خراباتی رود به نماز کردن منسوب شود به خمر خوردن

رقم بر خور به نادانی کشیدی / که نادان را به صحبت بر گزیدی

طلب کردم زدانایی یکی پند / مرا فرمود با نادان مپیوند

که گر دانای دهری خر بباشی / وگر نادانی ابله تر بباشی


+ نوشته شده در یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 8:4 بعد از ظهر
توسط پارس نیوز موضوع: شعر|
دیدم به خواب دوش که ماهی برآمدیتعبیر رفت یار سفرکرده می​رسدذکرش به خیر ساقی فرخنده فال منخوش بودی ار به خواب بدیدی دیار خویشفیض ازل به زور و زر ار آمدی به دستآن عهد یاد باد که از بام و در مراکی یافتی رقیب تو چندین مجال ظلمخامان ره نرفته چه دانند ذوق عشقآن کو تو را به سنگ دلی کرد رهنمونگر دیگری به شیوه حافظ زدی رقم کز عکس روی او شب هجران سر آمدیای کاج هر چه زودتر از در درآمدیکز در مدام با قدح و ساغر آمدیتا یاد صحبتش سوی ما رهبر آمدیآب خضر نصیبه اسکندر آمدیهر دم پیام یار و خط دلبر آمدیمظلومی ار شبی به در داور آمدیدریادلی بجوی دلیری سرآمدیای کاشکی که پاش به سنگی برآمدیمقبول طبع شاه هنرپرور آمدی

+ نوشته شده در چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1387ساعت 10:48 قبل از ظهر
توسط پارس نیوز موضوع: شعر|
شراب بی​غش و ساقی خوش دو دام رهندمن ار چه عاشقم و رند و مست و نامه سیاهجفا نه پیشه درویشیست و راهرویمبین حقیر گدایان عشق را کاین قومبه هوش باش که هنگام باد استغنامکن که کوکبه دلبری شکسته شودغلام همت دردی کشان یک رنگمقدم منه به خرابات جز به شرط ادبجناب عشق بلند است همتی حافظ که زیرکان جهان از کمندشان نرهندهزار شکر که یاران شهر بی​گنهندبیار باده که این سالکان نه مرد رهندشهان بی کمر و خسروان بی کلهندهزار خرمن طاعت به نیم جو ننهندچو بندگان بگریزند و چاکران بجهندنه آن گروه که ازرق لباس و دل سیهندکه سالکان درش محرمان پادشهندکه عاشقان ره بی​همتان به خود ندهند

+ نوشته شده در دوشنبه نهم اردیبهشت 1387ساعت 6:5 قبل از ظهر
توسط پارس نیوز موضوع: شعر|
ای شاهد قدسی که کشد بند نقابتخوابم بشد از دیده در این فکر جگرسوزدرویش نمی​پرسی و ترسم که نباشدراه دل عشاق زد آن چشم خماریتیری که زدی بر دلم از غمزه خطا رفتهر ناله و فریاد که کردم نشنیدیدور است سر آب از این بادیه هش دارتا در ره پیری به چه آیین روی ای دلای قصر دل افروز که منزلگه انسیحافظ نه غلامیست که از خواجه گریزد و ای مرغ بهشتی که دهد دانه و آبتکاغوش که شد منزل آسایش و خوابتاندیشه آمرزش و پروای ثوابتپیداست از این شیوه که مست است شرابتتا باز چه اندیشه کند رای صوابتپیداست نگارا که بلند است جنابتتا غول بیابان نفریبد به سرابتباری به غلط صرف شد ایام شبابتیا رب مکناد آفت ایام خرابتصلحی کن و بازآ که خرابم ز عتابت

+ نوشته شده در جمعه ششم اردیبهشت 1387ساعت 1:21 بعد از ظهر
توسط پارس نیوز موضوع: شعر|
یاری اندر کس نمی​بینیم یاران را چه شدآب حیوان تیره گون شد خضر فرخ پی کجاستکس نمی​گوید که یاری داشت حق دوستیلعلی از کان مروت برنیامد سال​هاستشهر یاران بود و خاک مهربانان این دیارگوی توفیق و کرامت در میان افکنده​اندصد هزاران گل شکفت و بانگ مرغی برنخاستزهره سازی خوش نمی​سازد مگر عودش بسوختحافظ اسرار الهی کس نمی​داند خموش دوستی کی آخر آمد دوستداران را چه شدخون چکید از شاخ گل باد بهاران را چه شدحق شناسان را چه حال افتاد یاران را چه شدتابش خورشید و سعی باد و باران را چه شدمهربانی کی سر آمد شهریاران را چه شدکس به میدان در نمی​آید سواران را چه شدعندلیبان را چه پیش آمد هزاران را چه شدکس ندارد ذوق مستی میگساران را چه شداز که می​پرسی که دور روزگاران را چه شد

+ نوشته شده در پنجشنبه پنجم اردیبهشت 1387ساعت 5:47 بعد از ظهر
توسط پارس نیوز موضوع: شعر|
ای نسیم سحر آرامگه یار کجاستشب تار است و ره وادی ایمن در پیشهر که آمد به جهان نقش خرابی داردآن کس است اهل بشارت که اشارت داندهر سر موی مرا با تو هزاران کار استبازپرسید ز گیسوی شکن در شکنشعقل دیوانه شد آن سلسله مشکین کوساقی و مطرب و می جمله مهیاست ولیحافظ از باد خزان در چمن دهر مرنج منزل آن مه عاشق کش عیار کجاستآتش طور کجا موعد دیدار کجاستدر خرابات بگویید که هشیار کجاستنکته​ها هست بسی محرم اسرار کجاستما کجاییم و ملامت گر بی​کار کجاستکاین دل غمزده سرگشته گرفتار کجاستدل ز ما گوشه گرفت ابروی دلدار کجاستعیش بی یار مهیا نشود یار کجاستفکر معقول بفرما گل بی خار کجاست

+ نوشته شده در پنجشنبه پنجم اردیبهشت 1387ساعت 5:45 بعد از ظهر
توسط پارس نیوز موضوع: شعر|

ای دختران ترک خدا را حیا کنید / باری در این معامله شرم از خدا کنید

یا رخ نهان کنید که دل نابرید یا / با عاشقان دلشده کمتر جفا کنید

یا وعده ندهید که با ما وفا کنید / یا بر قرار وعده خود وفا کنید

یغما نموده اید دل و دین ما بلی / کی عادت قدیمی خود رها کنید

ترک ختا همیشه به یغما به نام بود / یک چند هم رواست که ترک خطا کنید

جائی کشید کار ز یغما که این زمان / یغمای پیغمبر پیشین ما کنید

زرتشت دل نبود که ان را توان ربود / حاشا قیاس دل ز چه با انبیا کنید

زرتشت بردنی نبود / این طمع چه سود / تنها همان به بردن دل اکتفا کنید

امروز قصد بردن پیغمبران کنید / فردا بعید نیست که قصد خدا کنید


+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1387ساعت 11:41 قبل از ظهر
توسط پارس نیوز موضوع: شعر|

در ازل پرتو حسنت ز تجلی دم زدجلوه​ای کرد رخت دید ملک عشق نداشتعقل می​خواست کز آن شعله چراغ افروزدمدعی خواست که آید به تماشاگه رازدیگران قرعه قسمت همه بر عیش زدندجان علوی هوس چاه زنخدان تو داشتحافظ آن روز طربنامه عشق تو نوشت عشق پیدا شد و آتش به همه عالم زدعین آتش شد از این غیرت و بر آدم زدبرق غیرت بدرخشید و جهان برهم زددست غیب آمد و بر سینه نامحرم زددل غمدیده ما بود که هم بر غم زددست در حلقه آن زلف خم اندر خم زدکه قلم بر سر اسباب دل خرم زد


+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1387ساعت 9:30 قبل از ظهر
توسط پارس نیوز موضوع: شعر|
به عزم توبه سحر گفتم استخاره کنمسخن درست بگویم نمی​توانم دیدچو غنچه با لب خندان به یاد مجلس شاهبه دور لاله دماغ مرا علاج کنیدز روی دوست مرا چون گل مراد شکفتگدای میکده​ام لیک وقت مستی بینمرا که نیست ره و رسم لقمه پرهیزیبه تخت گل بنشانم بتی چو سلطانیز باده خوردن پنهان ملول شد حافظ بهار توبه شکن می​رسد چه چاره کنمکه می خورند حریفان و من نظاره کنمپیاله گیرم و از شوق جامه پاره کنمگر از میانه بزم طرب کناره کنمحواله سر دشمن به سنگ خاره کنمکه ناز بر فلک و حکم بر ستاره کنمچرا ملامت رند شرابخواره کنمز سنبل و سمنش ساز طوق و یاره کنمبه بانگ بربط و نی رازش آشکاره کنم

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم فروردین 1387ساعت 6:25 بعد از ظهر
توسط پارس نیوز موضوع: شعر|
زبان خامه ندارد سر بیان فراقدریغ مدت عمرم که بر امید وصالسری که بر سر گردون به فخر می​سودمچگونه باز کنم بال در هوای وصالکنون چه چاره که در بحر غم به گردابیبسی نماند که کشتی عمر غرقه شوداگر به دست من افتد فراق را بکشمرفیق خیل خیالیم و همنشین شکیبچگونه دعوی وصلت کنم به جان که شده​ستز سوز شوق دلم شد کباب دور از یارفلک چو دید سرم را اسیر چنبر عشقبه پای شوق گر این ره به سر شدی حافظ وگرنه شرح دهم با تو داستان فراقبه سر رسید و نیامد به سر زمان فراقبه راستان که نهادم بر آستان فراقکه ریخت مرغ دلم پر در آشیان فراقفتاد زورق صبرم ز بادبان فراقز موج شوق تو در بحر بی​کران فراقکه روز هجر سیه باد و خان و مان فراققرین آتش هجران و هم قران فراقتنم وکیل قضا و دلم ضمان فراقمدام خون جگر می​خورم ز خوان فراقببست گردن صبرم به ریسمان فراقبه دست هجر ندادی کسی عنان فراق

+ نوشته شده در شنبه بیست و چهارم فروردین 1387ساعت 3:53 بعد از ظهر
توسط پارس نیوز موضوع: شعر|

زندگی خسته کند گر همه یکسان گذرد / رنج هم گر به تنوع همه اسان گذرد

غم به غم دفع کند عدل خدا وین تبدیل / گرنه تعدیل کند وه چه به اسان گذرد

در همین خوف و رجا خفته کم و کیف حیات / که گه اسن رود و گاه هراسان گذرد

ابر هم زحمت و ازاد بود بی موسم / رحمت است انکه به ازار و به نیسان گذرد

کار اگر در کف نا اهل و خدا نشناس است / اهل داند که چه با کارشناسان گذرد

ای خوش از کرده روزانه به شب سان دیدن / تا چه مقبول و چه مردودت از این سان گذرد

شهریارا دم صبحی که خروسانه نبود / یا به تبریز رسد یا به خراسان گذرد


+ نوشته شده در جمعه بیست و سوم فروردین 1387ساعت 5:53 بعد از ظهر
توسط پارس نیوز موضوع: شعر|

می​سوزم از فراقت روی از جفا بگردانمه جلوه می​نماید بر سبز خنگ گردونمر غول را برافشان یعنی به رغم سنبلیغمای عقل و دین را بیرون خرام سرمستای نور چشم مستان در عین انتظارمدوران همی​نویسد بر عارضش خطی خوشحافظ ز خوبرویان بختت جز این قدر نیست هجران بلای ما شد یا رب بلا بگردانتا او به سر درآید بر رخش پا بگردانگرد چمن بخوری همچون صبا بگرداندر سر کلاه بشکن در بر قبا بگردانچنگ حزین و جامی بنواز یا بگردانیا رب نوشته بد از یار ما بگردانگر نیستت رضایی حکم قضا بگردان


+ نوشته شده در جمعه بیست و سوم فروردین 1387ساعت 10:37 قبل از ظهر
توسط پارس نیوز موضوع: شعر|
خوش کرد یاوری فلکت روز داوریآن کس که اوفتاد خدایش گرفت دستدر کوی عشق شوکت شاهی نمی​خرندساقی به مژدگانی عیش از درم درآیدر شاهراه جاه و بزرگی خطر بسیستسلطان و فکر لشکر و سودای تاج و گنجیک حرف صوفیانه بگویم اجازت استنیل مراد بر حسب فکر و همت استحافظ غبار فقر و قناعت ز رخ مشوی تا شکر چون کنی و چه شکرانه آوریگو بر تو باد تا غم افتادگان خوریاقرار بندگی کن و اظهار چاکریتا یک دم از دلم غم دنیا به دربریآن به کز این گریوه سبکبار بگذریدرویش و امن خاطر و کنج قلندریای نور دیده صلح به از جنگ و داوریاز شاه نذر خیر و ز توفیق یاوریکاین خاک بهتر از عمل کیمیاگری

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم فروردین 1387ساعت 6:17 بعد از ظهر
توسط پارس نیوز موضوع: شعر|

مطلب طاعت و پیمان و صلاح از من مستمن همان دم که وضو ساختم از چشمه عشقمی بده تا دهمت آگهی از سر قضاکمر کوه کم است از کمر مور این جابجز آن نرگس مستانه که چشمش مرسادجان فدای دهنش باد که در باغ نظرحافظ از دولت عشق تو سلیمانی شد که به پیمانه کشی شهره شدم روز الستچارتکبیر زدم یک سره بر هر چه که هستکه به روی که شدم عاشق و از بوی که مستناامید از در رحمت مشو ای باده پرستزیر این طارم فیروزه کسی خوش ننشستچمن آرای جهان خوشتر از این غنچه نبستیعنی از وصل تواش نیست بجز باد به دست


+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم فروردین 1387ساعت 11:54 قبل از ظهر
توسط پارس نیوز موضوع: شعر|

خبرت هست که مرغان سحر میگویند / اخر ای خفته سر از خواب جهالت بردار

هر که امروز نبیند اثر قدرت او / غالب ان است که فرداش نبیند دیوار

تا کی اخر چو بنفشه سر غفلت در پیش / حیف باشد که تو در خوابی و نرگس بیدار


+ نوشته شده در دوشنبه نوزدهم فروردین 1387ساعت 8:18 بعد از ظهر
توسط پارس نیوز موضوع: شعر|

چون حاصل ادمی در این شورستان / جزخوردن غصه نیست تا کندن جان

خرم دل انکه زین جهان زود برفت / اسوده کسی که خود نیامد به جهان


+ نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم فروردین 1387ساعت 12:10 بعد از ظهر
توسط پارس نیوز موضوع: شعر|

ابر بارنده به دریا میگفت من نبارم تو كجا دریایی

در دلش خنده كنان دریا گفت ابر بارنده تو خود از مائی


+ نوشته شده در شنبه دهم فروردین 1387ساعت 9:0 قبل از ظهر
توسط پارس نیوز موضوع: شعر|

زندگی گفت
"
که آخر چه بود حاصل من ؟
عشق فرمود

"
تا چه گوید دل من

عقل نالید کجا حل شود
مشکل من !
مرگ خندید

"
در خانه ی ویرانه ی من

********************

خنده تلخ من از گریه غم انگیزتر است / کارم از گریه گذشته است به آن می خندم


+ نوشته شده در جمعه نهم فروردین 1387ساعت 3:52 بعد از ظهر
توسط پارس نیوز موضوع: شعر|

غنچه خندید ولی باغ به این خنده گریست
غنچه آن روز ندانست كه این گریه ز چیست
!
باغ پر گل شد و هر غنچه به گل شد تبدیل

گریه باغ فزون تر شد و چون ابر گریست
باغبان آمد و یك یك همه ی گلها را چید

باغ عریان شد و دیدند كه از گل خالی است

باغ پرسید چه سودی بری از چیدن گل ؟
!
گفت : پ‍‍ژمردگی اش را نتوانم نگریست

من اگر از روی هر شاخه نچینم گل را

چه به گلزار و چه گلدان دگر عمرش فانی است

همه محكوم به مرگند چه انسان و چه گیاه

این چنین است همه گاره جهان تا باقی است
!!!
گریه ی باغ از آن بود كه او میدانست

غنچه گر گل بشود هستی او گردد نیست
!!
رسم تقدیر چنین است و چنین خواهد بود

می رود عمر ولی خنده به لب باید زیست


+ نوشته شده در پنجشنبه هشتم فروردین 1387ساعت 3:22 بعد از ظهر
توسط پارس نیوز موضوع: شعر|

بودنم را هیچ کس باور نداشت
هیچ کس کاری به کار من نداشت
بنویسید بعد مرگم روی سنگ
با خطوطی نرم زیبا وقشنگ
انکه خوابیده در این گور سرد
بودنش را هیچ کس باور نکرد


+ نوشته شده در پنجشنبه هشتم فروردین 1387ساعت 9:26 قبل از ظهر
توسط پارس نیوز موضوع: شعر|

دوستی با هر كه كردم خشم مادر زاد شد / آشیان هر جا گزیدم خانه ی صیاد شد

 دوستی با هر كه كردم مظهر نیرنگ شد / ظاهرش زیبا ولی در باطنش صد رنگ شد


+ نوشته شده در پنجشنبه هشتم فروردین 1387ساعت 6:48 قبل از ظهر
توسط پارس نیوز موضوع: شعر|

آدمک آخر دنياست بخند
آدمک مرگ همين جاست بخند

آن خدايي که بزرگش خواندي
به خدا مثل تو تنهاست بخند

دست خطي که تو را عاشق کرد
شوخي کاغذي ماست بخند
فکر کن فکر تو ارزشمند است
فکر کن گريه چه زيباست بخند
صبح فردا به شبت نيست که نيست

تازه انگار که فرداست بخند
راستي آنچه به يادت داديم

پر زدن نيست که درجاست بخند


+ نوشته شده در چهارشنبه هفتم فروردین 1387ساعت 5:13 بعد از ظهر
توسط پارس نیوز موضوع: شعر|

دخترک خنده کنان گفت که چیست
راز این حلقه زر
راز این حلقه که انگشت مرا
این چنین تنگ گرفته است به بر
راز این حلقه که در چهره او
اینهمه تابش و رخشندگی است
مرد حیران شد و گفت
حلقه خوشبختی است حلقه زندگی است
همه گفتند : مبارک باشد
دخترک گفت : دریغا که مرا
باز در معنی آن شک باشد
سالها رفت و شبی
زنی افسرده نظر کرد بر آن حلقه زر
دید در نقش فروزنده او
روزهایی که به امید وفای شوهر
به هدر رفته هدر
زن پریشان شد و نالید که وای
وای این حلقه که در چهره او
باز هم تابش و رخشندگی است
حلقه بردگی و بندگی است


+ نوشته شده در چهارشنبه هفتم فروردین 1387ساعت 3:13 بعد از ظهر
توسط پارس نیوز موضوع: شعر|

قانع به یک استخوان چوکرکس بودن / به زان که طفیل خوان و ناکس بودن

با نان جوین خویش حقا که به است / کالوده و پالوده هر خس بودن


+ نوشته شده در چهارشنبه هفتم فروردین 1387ساعت 12:12 بعد از ظهر
توسط پارس نیوز موضوع: شعر|

ای دیده اگر کور نی گور ببین / وین عالم پر فتنه و پر شور ببین

شاهان و سران و سروران زیر گلند / رو های چو مهدر دهن مور بین


+ نوشته شده در شنبه سوم فروردین 1387ساعت 2:42 بعد از ظهر
توسط پارس نیوز موضوع: شعر|

چه خوش گفت بهرام صحرا نشین / چویکران توسن زدش بر زمین

دگر اسبی از گله باید گرفت / که گر سرکشد باز باید گرفت

ببند ای پسر دجله در اب کاست / که سودی ندارد چوسیلاب خاست

چوگرگ خبیث امدت در کمند / بکش ور نه دل بر کن از گوشفند

از ابلیس هرگز نیاید سجود / نه از به گهر نیکویی در وجود

بد اندیش را جاه و فرصت مده / عدو در چه و دیو درشیشه به

مگو شاید این مار کشتن به چوب / چو سر زیر سنگ تو دارد بکوب

قلم زن که بد کرد با زیر دست / قلم بهتر او را به شمشیر دست

مدبر که قانون بد میدهد / تو را میبرد تا به دوزخ دهد

مگو ملک را این مدبر بس است / مدبر مخوانش مدبر کس است

سعید اورد قول سعدی به جای / که ترتیب ملک است و تدبیر رای


+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم اسفند 1386ساعت 4:25 بعد از ظهر
توسط پارس نیوز موضوع: شعر|
عضو مشترك دوقلوهای افراطی مشاركت و مجاهدین انقلاب از اصلاح طلبان معتدل، نظیر حجت الاسلام كروبی، كه از عملكرد شورای نگهبان اظهار رضایت كرده بودند شدیداً انتقاد كرد و آنان را رانت خوار سیاسی(!) نامید.
عضو مشترك دوقلوهای افراطی مشاركت و مجاهدین انقلاب از اصلاح طلبان معتدل، نظیر حجت الاسلام كروبی، كه از عملكرد شورای نگهبان اظهار رضایت كرده بودند شدیداً انتقاد كرد و آنان را رانت خوار سیاسی(!) نامید.
به گزارش سایت رسمی حزب افراطی مشاركت، مصطفی تاج زاده كه در جمع اعضای سازمان رای (بخوانید شبكه گلدكوییستی رای) حزب افراطی مشاركت سخن می گفت، ادعا كرد: كسانی كه در برابر ردصلاحیت ها سكوت اختیار می كنند مصداق بارز رانت خواری سیاسی هستند و به مراتب از رانت خوار اقتصادی خطرناكترند(!)
تاج زاده سپس در راستای ادبیات بهداشتی و روشنفكر مآبانه خود، منتقدان و مخالفان افراطیون را «ناپاك»(!) خواند و اظهار داشت: این مجلس را به آسانی به دست ناپاكان نمی دهیم(!) ما در تهران خیلی چهره های خوب و اصلاح طلبی داریم كه مردم نمی شناسند و باید تلاش كنیم تا آنان را به مردم بشناسانیم.

+ نوشته شده در جمعه هفدهم اسفند 1386ساعت 6:8 قبل از ظهر
توسط پارس نیوز موضوع: شعر|
رئیس ستاد ائتلاف اصلاح طلبان تهران بزرگ هزینه تبلیغاتی ستاد ائتلاف اصلاح طلبان را اعلام كرد.
رئیس ستاد ائتلاف اصلاح طلبان تهران بزرگ هزینه تبلیغاتی ستاد ائتلاف اصلاح طلبان را اعلام كرد.
به گزارش باشگاه خبرنگاران حسین مرعشی گفت: ستاد ائتلاف اصلاح طلبان به ازای تبلیغات هر نامزد انتخاباتی خود، ۳۰میلیون تومان هزینه در نظر گرفته است.
با توجه به اینكه تعداد كاندیداهای مورد حمایت ستاد ائتلاف اصلاح طلبان حداقل ۱۴۰نفر اعلام شده است، با یك عملیات ضرب ساده مشخص می شود كه ستاد ائتلاف اصلاح طلبان در شهر تهران حداقل ۹میلیارد ریال و در سراسر كشور حداقل ۴۲میلیارد ریال برای تبلیغات انتخاباتی كاندیداهای خود هزینه خواهد كرد. ناظران سیاسی معتقدند كه تعداد كاندیداهای اصلاح طلبان بسیار بیشتر از آمار اعلام شده از سوی ستاد ائتلاف می باشد كه بر این اساس پیش بینی می شود هزینه های تبلیغاتی اصلاح طلبان ابعادی سرسام آور را در برخواهد گرفت.

+ نوشته شده در جمعه هفدهم اسفند 1386ساعت 6:7 قبل از ظهر
توسط پارس نیوز موضوع: شعر|

میان دو کس جنگ چون اتش است / سخن چین بدبخت هیزم کش است

کنند این و ان خوش دگر باره دل / وی اندر میان کور بخت و خجل

میان دو تن اتش افروختن نه عقل است و خود در میان سوختن


+ نوشته شده در پنجشنبه نهم اسفند 1386ساعت 5:15 بعد از ظهر
توسط پارس نیوز موضوع: شعر|

نی دولت دنیا به ستم می ارزد / نی لذت مستی اش الم می ارزد

نه هفت هزار ساله شادی جهان / این محنت هفت روزه غم می ارزد


+ نوشته شده در چهارشنبه هشتم اسفند 1386ساعت 8:14 بعد از ظهر
توسط پارس نیوز موضوع: شعر|

در دهر هر ان نیم نانی دارد / از بهر نشست اشیانی دارد

نه خادم کس بود نه مخدوم کسی / گو شاد بزی که خوش جهانی دارد


+ نوشته شده در سه شنبه هفتم اسفند 1386ساعت 9:55 قبل از ظهر
توسط پارس نیوز موضوع: شعر|

در کارگه کوزه گری رفتم دوش / دیدم دو هزار کوزه گویا و خموش

ناگه یکی کوزه بر اورد خروش / کو کوزه گرو کوزه خرو کوزه فروش


+ نوشته شده در شنبه چهارم اسفند 1386ساعت 12:44 بعد از ظهر
توسط پارس نیوز موضوع: شعر|

کارها به صبربراید و مستعجل به سر دراید

به چشم خویش دیدم در بیابان / که اهسته سبق برد از شتابان

سمند باد پای از تک فرو ماند / شتربان همچنان اهسته میراند


+ نوشته شده در جمعه سوم اسفند 1386ساعت 12:39 بعد از ظهر
توسط پارس نیوز موضوع: شعر|

هر چند که رنگ و بوی زیباس مرا / چون لاله رخ و چون سرو بالاست مرا

معلوم نشد که در طربخانه خاک / نقاش ازل بهر چه اراست مرا


+ نوشته شده در چهارشنبه یکم اسفند 1386ساعت 5:31 بعد از ظهر
توسط پارس نیوز موضوع: شعر|

گاویست دراسمان و نامش پروین است / یک گاو دگر نهفته در زیر زمین است

چشم خردت باز کن از روی یقین / زیرو زبر دو گاو مشتی خر بین


+ نوشته شده در جمعه بیست و ششم بهمن 1386ساعت 12:56 بعد از ظهر
توسط پارس نیوز موضوع: شعر|

ای دوست بیا تا غم فردا نخوریم / وین یکدم دنیا را غنیمت شمریم

فردا که از این دیر فنا در گذریم / با هفت هزار سالگان سر بسریم


+ نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم بهمن 1386ساعت 3:17 بعد از ظهر
توسط پارس نیوز موضوع: شعر|

ان مایه که ز دنیا خوری یا پوشی / معذوری اگر در طلبش میکوشی

باقی همه رایگان نیرزد هشدار / تا عمر گرانبها به ان نفروشی


+ نوشته شده در شنبه بیستم بهمن 1386ساعت 2:33 بعد از ظهر
توسط پارس نیوز موضوع: شعر|

دشمن به غلط گفت من فلسفیم / ایزد داند که انچه او گفت نیم

لیکن چو در این غم اشیان امده ام / اخر کم از ان که من بدانم که کیم


+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم دی 1386ساعت 5:57 بعد از ظهر
توسط پارس نیوز موضوع: شعر|

ای که مشتاق منزلی مشتاب / پند من به کار بند و صبر اموز

اسب تازی دو تک رود به شتاب اشتر اهسته میرود شب و روز


+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم دی 1386ساعت 12:35 بعد از ظهر
توسط پارس نیوز موضوع: شعر|

ایین برادری و شرط یاری / ان نیست که عیب من هنر پنداری

ان است که گر شایسته روم / از غایت دوستیم دشمن داری

********************

فردا که به نامه سیه در نگری / بس دست تحسرکه به دندان ببری

بفروخته دین به دنیا از بی خبری / یوسف که به ده درم فروشی چه خری؟

********************

ان یار که عهد دوستداری بشکست / می رفت و منش گرفته دامان در دست

میگفت دگر باره به خوابم بینی / پنداشت که بعد از ان مرا خوابی هست

********************

ان کودک لشکری که لشکر شکند / دائم دل ما چو قلب کافر شکند

محبوب که تازیانه در سر شکند / به زانکه ببینند و عنان بر شکند


+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم دی 1386ساعت 9:23 قبل از ظهر
توسط پارس نیوز موضوع: شعر|

تن درستان را نباشد درد ریش / به جز از همدردی نگویم درد خویش

گفتن ز زنبور بی حاصل بود / با یکی در عمر خود ناخورده نیش

تا تو را حالی نباشد همچو ما / حال ما باشد تو را افسانه پیش

سوز من با دیگری نسبت مکن / او نمک بر دست و من بر عضو ریش


+ نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم دی 1386ساعت 9:55 قبل از ظهر
توسط پارس نیوز موضوع: شعر|

ندیده ای که چه سختی رسد همی به کسی / که از دهانش به در کند دندانی

قیاس کن چه حالت بود در ان ساعت / که از وجود عزیزش بدر رود جانی

********************

یکی بی ابرویی کرده بسی / چه غم دارد از ابروی کسی

بسا نام نیکوی پنجاه سال / که یک نام نیکش کند پایمال


+ نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم دی 1386ساعت 6:35 بعد از ظهر
توسط پارس نیوز موضوع: شعر|

ای کاش که جای ارمیدن بودی / یا این ره دور را رسیدن بودی

کاش از پی صد هزار سال از دل خاک / چون سبزه امید بر دمیدن بودی


+ نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم دی 1386ساعت 10:35 قبل از ظهر
توسط پارس نیوز موضوع: شعر|

رندی دیدم نشسته بر خنگ زمین / نه کفر و نه اسلام و نه دنیا و نه دین

نه حق نه حقیقت نه شریعت نه یقین / اندر دو جهان کرا بود زهره این

********************

قومی متفکرانند اندر ره این / قومی به گمان افتاده در راه یقین

ترسم از انکه بانگ اید روزی / که ای بیخبران راه نه ان است و نه این


+ نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم دی 1386ساعت 11:40 قبل از ظهر
توسط پارس نیوز موضوع: شعر|

عمرت تا کی به خود پرستی گذرد / یا در پی نیستی و هستی گذرد

می نوش که یک عمراجل در پی اوست / ان به که به خواب یا مستی گذرد

********************

پیری دیدم به خانه ی خماری / گفتم نکنی ز رفتگان اخباری

گفتا می خور که همچو ما بسیاری / رفتند و خبر باز نیامد باری

********************

ای انکه نتیجه ی چهارو هفتی / وز هفت و چهار دایم اندر تفتی

می خور که هزار بار بیشت گفتم / باز امدنت نیست چو رفتی رفتی


+ نوشته شده در شنبه بیست و دوم دی 1386ساعت 5:9 بعد از ظهر
توسط پارس نیوز موضوع: شعر|

مائیم که اصل شادی و کان غمیم / سرمایه ی دادیم و نهاد ستمیم

پستیم و بلندیم و کمالیم و کمیم / ائینه زنگ خوده و جام جمیم

********************

یک جند به کودکی باستاد شدیم / یک جند به استادی خود شاد شدیم

پایان سخن شنو که ما را چه رسید / از خاک در امدیم و بر باد شدیم

********************

یک روز ز بند عالم ازاد نیم / یک دمزدن از و جود خود شاد نیم

شاگردی روزگار کردم بسیار / در کار جهان هنوز استاد نیم


+ نوشته شده در جمعه بیست و یکم دی 1386ساعت 8:12 بعد از ظهر
توسط پارس نیوز موضوع: شعر|

خیام اگرزباده مستی خوش باش / با ماهرخی اگر نشستی خوش باش

چون عاقبت کار جهان نیستی است / انگار که نیستی چون که هستی خوش باش


+ نوشته شده در جمعه بیست و یکم دی 1386ساعت 5:33 بعد از ظهر
توسط پارس نیوز موضوع: شعر|

اکنون که گل سعادتت پر بار است / دست تو ز جام می چرا بی کار است

می خور که زمانه دشمنی غدار است / در یافتن روز چنین دشوار است

********************

امروز ترا دسترس فردا نیست / واندیشه فردات به جز سودا نیست

ضایع مکن این دم ار دلت شیدا نیست / کاین باقی عمر را بها پیدا نیست

********************

ای امده از عالم روحانی تفت / حیرا شده در چهار و پنج و شش و هفت

می نوش ندانی ز کجا امده ای / خوش باش ندانی به کجا خواهی رفت

********************

این کهنه رباط که عالم نام است / و ارامگه ابلق و صبح و شام است

بزمی ست که وامانده صد جمشید است / قصریست که تکیه گاه صد بهرام است


+ نوشته شده در پنجشنبه بیستم دی 1386ساعت 7:1 بعد از ظهر
توسط پارس نیوز موضوع: شعر|

جوانی پاک باز پاک رو بود / که با پاکیزه رویی در گرو بود

چنین خواندم که در دریای اعظم / به گردابی در افتادند با هم

چو ملاح امدش تا دست گیرد / مبادا کاندر ان حالت بمیرد

همی گفت از میان موج و تشویر / مرا بگذارو دست یار من گیر

درین گفتن جهان بر وی براشفت / شنیدندش که جان میداد و میگفت

حدیث عشق از ان بطال منیوش / که در سختی کند یاری فراموش

چنین کردند یاران زندگانی / ز کار افتاده بشنو تا بدانی

که سعدی راه و رسم عشقبازی / چنان داند که در بغداد تازی

دل ارامی که داری دل درو بند / دگر چشم از همه عالم فرو بند

اگر مجنون لیلی زنده گشتی / حدیث عشق از این دفتر نبشتی


+ نوشته شده در دوشنبه دهم دی 1386ساعت 12:5 بعد از ظهر
توسط پارس نیوز موضوع: شعر|

شنیدم که پارساین یکی / به طیبت بخندیدند با کودکی

دگر پارسایان خلوت نشین / به عیبش فتادند در پوستین

به اخر نماند ای حکایت نهفت / به صاحب نظر باز گفتند و گفت

مدر پرده بر یار شوریده حال / نه طیبت حرام است نه غیبت حلال

********************

فرو کوفت پیری پسر را به چوب / بگفت ای پدر بی گناهم مکوب

توان بر تو از جور مردم گریست / ولی چون تو جورم کنی چاره چیست

به داور خروش ای خداوند هوش / نه از دست داور بر اور خروش

********************

دور جوانی بشد از دست من / اه و دریغ ان زمن دل فروز

قوت سر پنجه شیری گذشت / راضیم اکنون به پنیری چو یوز

پیر زنی موی سیه کرده بود / گفتم ای مامک دیرینه روز

موی به تلبیس سیه کرده گیر / راست نخواهد شدن این پشت کوز


+ نوشته شده در جمعه هفتم دی 1386ساعت 6:55 قبل از ظهر
توسط پارس نیوز موضوع: شعر|

ملتی در خفیه چون غرقاب دریا منقلب / مشتها خورده گره رگها کشیده خون به جوش

ابروان پیچیده و چشمان چو اختر برق زن / سینه ها اتشفشان لیکن فرو دزدد خروش

تا زن و کودک به دوش از توپ تا بیل و تبر / بهر فرمان هجوم از بام و در خوابانده گوش

مویها برتن چو یال شیر شرزه نشتری

ان پدر غرش کنان با پنج تن فرزند خویش / کای به دست اهنین سر پنجه پنج انگشت من

متحد خواهیم بود از هم جدایی نا پذیر / تا که پولادین فتد بر فرق دشمن مشت من

نعره زد هر یک دویدن خون به صورت کای پدر / ان نه من باشم که روز جنگ بینی پشت من

ان منم کاندر میان خاک و خون بینی سری

ان پسر میگفت پیمان پدر دارم که گفت / من تو را سر باز جانباز وطن پرورده ام

مادری می گفت با دختر من از این اب و خاک / خورده ام بر تا ترا شیرین به بار اورده ام

بانویی با شوی خود میکفت در حزب وطن / چون ترا سر دیده بودم با تو شوهر کرده ام

بی وطن هرگز مبادا نه زنی نه شوهری


+ نوشته شده در پنجشنبه ششم دی 1386ساعت 5:52 بعد از ظهر
توسط پارس نیوز موضوع: شعر|

شعری از مهدی سهیلی در باره مردم دران زمان اما مثل اینکه در این زمان هم کار برد فراوان تری دارد از این رو خواستم این شعر رو روی وب لاگ به عنوان اولین پست قرار دهم به امید روزی که دروغ و دو رویی ریشه کن بشه یا حداقل به خودمون دروغ نگیم بیایید از خود شروع کنیم لازم نیست دنیا رو عوض کنیم بیاییدحداقل دنیای خود رو تغییر بدهیم پارسی باشید پارسی بیندیشید.

به نا مردمان مهر کردم بسی / نچیدم گل مردمی از خسی

بسا کس که از پا در افتاده بود / سراسر توان را ز کف داده بود

نه نیروش در تن نه در مغز رای / دودستش گرفتم که خیزد به پای

چو کم کم به نیروی من پا گرفت / مرا در گذرگاه تنها گرفت

بحیلت گری خنجر از پشت زد / بخونم ز نامدی انگشت زد

شکستند پشتم نمکخوارگان / دو رویان بیشرم و پتیارگان

گره زد بکارم سر انگشتشان / تبسم به لب تیغ در مشتشان

ندارو هراسی ز نیروی مشت / مرا نا جوانمردی خلق کشت

محبت به نامرد کردم بسی / محبت نشاید به هر ناکسی

تهی دستی و بیکسی درد نیست / که دردی چو دیدار نامرد نیست


+ نوشته شده در سه شنبه چهارم دی 1386ساعت 3:45 بعد از ظهر
توسط پارس نیوز موضوع: شعر|

iran-negahidigar

پارس نیوز

iran-negahidigar

http://iran-negahidigar.blogfa.com

خبرنامه پارس نیوز

خبرنامه پارس نیوز

خبرنامه پارس نیوز

درود به شما خواننده محترم
دوستان عزیزحتما در خبر نامه ماعضو شوید و در نظرسنجی ما نیز شرکت کنید
با سپاس فراوان پنجره ای دیگر با دیدی نو رو به مسائل سیاسی فرهنگی و تاریخی ایرانیان

خبرنامه پارس نیوز

قالب بلاگفا

قالب پرشین بلاگ

قالب وبلاگ

Free Template Blog